پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۵

ای دوستان ای دوستان آخر مرا یاری کنید

افتاده‌ام در بحر غم یکباره غمخواری کنید

بر آشنایان این جفا هرگز روا دارد کسی

بیگانگی آخر چرا با ما وفاداری کنید

من بی کسی بیچاره‌ام در بحر غم مستغرقم

ای بی مروّت دوستان آخر نه غمخواری کنید

زاری برآرم در غمت یارب که گفتش بی سبب

کز دوستان معتقد یکباره بیزاری کنید

از دست جور هر کسی باریست سنگین بر دلم

زنهار در بحر گنه سعی سبکباری کنید

بختت سیه باد ای فلک رویت سیاه ای چرخ دون

هر لحظه خاطر با کسی تا کی سیه کاری کنید

ای اشک چشم و سوز دل تا کی کنید آزار من

باری جهان بر هم زنم گر مردم آزاری کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۷ای بر دلم از فراق صد بار
  2. شمارهٔ ۷۲۸من از جام غمت مستم دگر بار
  3. شمارهٔ ۷۲۹در دیده خیال تو نگاریم دگر بار
  4. شمارهٔ ۷۳۰در حسرت آن چهره و روییم دگر بار
  5. شمارهٔ ۷۳۱من مسکین نه دل دارم نه دلدار
  6. شمارهٔ ۷۳۲چو چشمانت منم پیوسته بیمار
  7. شمارهٔ ۷۳۳کس ندیده‌ست سرو در رفتار
  8. شمارهٔ ۷۳۴گر آید نسیمی ز سوی نگار
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.