پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۰

در حسرت آن چهره و روییم دگر بار

آشفته روی تو چو موییم دگر بار

بر بوی امیدی که تو بر ما گذر آری

از لعبتکان سر کوییم دگر بار

از تاب سر زلف چو چوگان تو یارا

در کوی تو سرگشته چو گوییم دگر بار

تا خاک کف پای تو در دست من افتد

در گرد جهان در تک و پوییم دگر بار

مانند سکندر منم و چشمه حیوان

در ظلمت گیسوی تو جوییم دگر بار

تشبیه قدش کردم با سرو گل اندام

رنجید ز ما راست نگوییم دگر بار

از صبح نسیم سر زلف تو شنیدیم

در حسرت آن نکهت و بوییم دگر بار

گر دامن وصل تو به دست دلم افتد

از لعل تو جز کام نجوییم دگر بار

عشق تو چو سنگست و دل ما جو سبویی‌ست

در شوق تو چون سنگ و سبوییم دگر بار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۲چو چشمانت منم پیوسته بیمار
  2. شمارهٔ ۷۳۳کس ندیده‌ست سرو در رفتار
  3. شمارهٔ ۷۳۴گر آید نسیمی ز سوی نگار
  4. شمارهٔ ۷۳۵در جار چمن گلست بر بار
  5. شمارهٔ ۷۳۶فراقت بر دلم بار آورد بار
  6. شمارهٔ ۷۳۷ای دوست ما به دست تو دادیم اختیار
  7. شمارهٔ ۷۳۸نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدار
  8. شمارهٔ ۷۳۹با ما چو وفا نمی‌کند یار
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.