پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۹

در دیده خیال تو نگاریم دگر بار

بر یاد لبت عمر گذاریم دگر بار

جانا خبرت نیست که از شدّت هجران

ما در غم دیدار تو زاریم دگر بار

از شوق رخ چون گل دلبر به گلستان

چون بلبل شوریده هزاریم دگر بار

از مهر رخ خوب تو ای خسرو خوبان

در وادی جان مهر تو کاریم دگر بار

از دولت وصلش به گلستان مرادم

در دیدهٔ دشمن همه خاریم دگر بار

هر چند که بیزار شدی از من مهجور

جان را هوس وصل تو داریم دگر بار

ما مستی وصل تو ندیدیم ولیکن

از باده هجر تو خماریم دگر بار

دی از من بیچاره ربودی دل و بردی

امروز دلی خسته نداریم دگر بار

از رفتن دل نیست مرا با تو حسابی

گر می طلبی جان بسپاریم دگر بار

هر چند عزیز دل مصری به حقیقت

چون خاک چرا پیش تو خواریم دگر بار

گرچه به سرانگشت جفا خون دلم ریخت

ما بندهٔ آن دست و نگاریم دگر بار

در بارگه شاه جهان از غمت ای دل

صد ناله و فریاد برآریم دگر بار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۱من مسکین نه دل دارم نه دلدار
  2. شمارهٔ ۷۳۲چو چشمانت منم پیوسته بیمار
  3. شمارهٔ ۷۳۳کس ندیده‌ست سرو در رفتار
  4. شمارهٔ ۷۳۴گر آید نسیمی ز سوی نگار
  5. شمارهٔ ۷۳۵در جار چمن گلست بر بار
  6. شمارهٔ ۷۳۶فراقت بر دلم بار آورد بار
  7. شمارهٔ ۷۳۷ای دوست ما به دست تو دادیم اختیار
  8. شمارهٔ ۷۳۸نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدار
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.