پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۴

به صد امید درآمد دلم به کوی امید

بداد جان عزیز و ندید روی امید

به بوی آنکه امیدم به لطف بنوازد

نمی‌رود ز مشامم هنوز بوی امید

به لب رسید به امّید وصل جان و دلم

هنوز می‌ننشینم ز جست و جوی امید

بجز امید مرا جست و جوی با کس نیست

چگونه دست بدارم ز گفتگوی امید

روا نکرد امید مرا امید و هنوز

امیدهاست من خسته را به سوی امید

ز یمن بخت به چوگان خوشدلی روزی

به در بریم ز میدانِ عشق گوی امید

دلا ز باغ جهان گلبن امید مبُر

که آب رفته درآید دگر به جوی امید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۶ای صبا بویی از آن زلف پریشان به من آر
  2. شمارهٔ ۷۲۷ای بر دلم از فراق صد بار
  3. شمارهٔ ۷۲۸من از جام غمت مستم دگر بار
  4. شمارهٔ ۷۲۹در دیده خیال تو نگاریم دگر بار
  5. شمارهٔ ۷۳۰در حسرت آن چهره و روییم دگر بار
  6. شمارهٔ ۷۳۱من مسکین نه دل دارم نه دلدار
  7. شمارهٔ ۷۳۲چو چشمانت منم پیوسته بیمار
  8. شمارهٔ ۷۳۳کس ندیده‌ست سرو در رفتار
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.