پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۰۱ آنان که مهر روی چو ماه تو دیده‌اند
  2. شمارهٔ ۶۰۲ عشاق مهر روی تو از جان خریده‌اند
  3. شمارهٔ ۶۰۳ این جور و جفای چرخ تا چند
  4. شمارهٔ ۶۰۴ عاشقان گل رخسار تو بستان طلبند
  5. شمارهٔ ۶۰۵ طالبان سر کویت رخ جانان طلبند
  6. شمارهٔ ۶۰۶ دردمندان تو از وصل تو درمان طلبند
  7. شمارهٔ ۶۰۷ دردمندان غم عشق دوا می طلبند
  8. شمارهٔ ۶۰۸ وصالت دوای دل دردمند
  9. شمارهٔ ۶۰۹ چو زلف خویش چرا عهد یار بشکستند
  10. شمارهٔ ۶۱۰ گِل ما را ز ازل با غم تو بسْرشتند
  11. شمارهٔ ۶۱۱ هیچکس در نزد آن در که درش باز نکردند
  12. شمارهٔ ۶۱۲ بسا دلی که به زلف تو پای در بندند
  13. شمارهٔ ۶۱۳ مرا با درد عشقت آفریدند
  14. شمارهٔ ۶۱۴ چون تو چشم مرحمت بر حال ما خواهی فکند
  15. شمارهٔ ۶۱۵ دلم در شست زلفت گشت پابند
  16. شمارهٔ ۶۱۶ پیش او گر همه جانند به جانان نرسند
  17. شمارهٔ ۶۱۷ مرا ز دوستی دوست دشمنان بیشند
  18. شمارهٔ ۶۱۸ خالیست بر آن لبان دلبند
  19. شمارهٔ ۶۱۹ دلبر چه کرد با من مسکین مستمند
  20. شمارهٔ ۶۲۰ لشکر عشق تو چون غوغا کند
  21. شمارهٔ ۶۲۱ وقت رسید کان صنم حاجت ما روا کند
  22. شمارهٔ ۶۲۲ تا چند با دل من مسکین جفا کند
  23. شمارهٔ ۶۲۳ باشد که درد ما به تفقّد دوا کند
  24. شمارهٔ ۶۲۴ با قدت آخر چرا سروی سرافرازی کند
  25. شمارهٔ ۶۲۵ عاقبت درد من خسته سرایت بکند
  26. شمارهٔ ۶۲۶ سرو قدّت سایه تا بر ما فکند
  27. شمارهٔ ۶۲۷ دل ستد از دستم و در پا فکند
  28. شمارهٔ ۶۲۸ سایه سرو بلندش گر به ما می‌افکند
  29. شمارهٔ ۶۲۹ از چه رو لعل تو درمان دل ما نکند
  30. شمارهٔ ۶۳۰ کس به امید وفا ترک دل و دین نکند
  31. شمارهٔ ۶۳۱ دلبرم دل ز برم برد و وفایی نکند
  32. شمارهٔ ۶۳۲ چشمان تو مست و ناتوانند
  33. شمارهٔ ۶۳۳ مرا در عشق تو دیوانه خوانند
  34. شمارهٔ ۶۳۴ عاشقان را تا به کی در کوی تو رسوا کنند
  35. شمارهٔ ۶۳۵ درد دل مرا چو اطبا دوا کنند
  36. شمارهٔ ۶۳۶ مقرّرست دلا دلبران وفا نکنند
  37. شمارهٔ ۶۳۷ این دیدهٔ جان مرا روی تو بینا می‌کند
  38. شمارهٔ ۶۳۸ صبح روی تو سلامت می‌کند
  39. شمارهٔ ۶۳۹ هر دم که جان وصال تو را یاد می‌کند
  40. شمارهٔ ۶۴۰ مسکین دلم ز درد تو فریاد می‌کند
  41. شمارهٔ ۶۴۱ با قامت تو سرو به بستان چه می‌کند
  42. شمارهٔ ۶۴۲ جادوی چشمان شوخت چاره‌سازی می‌کند
  43. شمارهٔ ۶۴۳ تا به چند آن غمزه از من دلربایی می‌کند
  44. شمارهٔ ۶۴۴ درد مرا طبیب مداوا نمی‌کند
  45. شمارهٔ ۶۴۵ با من خسته دلبرم غیر جفا نمی‌کند
  46. شمارهٔ ۶۴۶ بیشتر خلق جهان در پی جاه و درمند
  47. شمارهٔ ۶۴۷ بی تو چشمم جهان نمی‌بیند
  48. شمارهٔ ۶۴۸ بی رخت دیده کی جهان بیند
  49. شمارهٔ ۶۴۹ دل را نسیم زلف معنبر دوا بود
  50. شمارهٔ ۶۵۰ یاری که همه میل دلش سوی وفا بود
  51. شمارهٔ ۶۵۱ خاطرم از هر دو کون آزاد بود
  52. شمارهٔ ۶۵۲ درد ما را دوا تواند بود
  53. شمارهٔ ۶۵۳ دمی که رای منت اختیار خواهد بود
  54. شمارهٔ ۶۵۴ مرا خیال تو تا در ضمیر خواهد بود
  55. شمارهٔ ۶۵۵ فروغ حسن تو تا در کمال خواهد بود
  56. شمارهٔ ۶۵۶ هزار یار نُوَت گر ندیم خواهد بود
  57. شمارهٔ ۶۵۷ تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود
  58. شمارهٔ ۶۵۸ درد ما را دوا نخواهد بود
  59. شمارهٔ ۶۵۹ از درد دوری تو جانا دلم بفرسود
  60. شمارهٔ ۶۶۰ بی رخ تو نمی‌توانم بود

متن اشعار به نقل از گنجور.