فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۰۱ آنان که مهر روی چو ماه تو دیدهاند
- شمارهٔ ۶۰۲ عشاق مهر روی تو از جان خریدهاند
- شمارهٔ ۶۰۳ این جور و جفای چرخ تا چند
- شمارهٔ ۶۰۴ عاشقان گل رخسار تو بستان طلبند
- شمارهٔ ۶۰۵ طالبان سر کویت رخ جانان طلبند
- شمارهٔ ۶۰۶ دردمندان تو از وصل تو درمان طلبند
- شمارهٔ ۶۰۷ دردمندان غم عشق دوا می طلبند
- شمارهٔ ۶۰۸ وصالت دوای دل دردمند
- شمارهٔ ۶۰۹ چو زلف خویش چرا عهد یار بشکستند
- شمارهٔ ۶۱۰ گِل ما را ز ازل با غم تو بسْرشتند
- شمارهٔ ۶۱۱ هیچکس در نزد آن در که درش باز نکردند
- شمارهٔ ۶۱۲ بسا دلی که به زلف تو پای در بندند
- شمارهٔ ۶۱۳ مرا با درد عشقت آفریدند
- شمارهٔ ۶۱۴ چون تو چشم مرحمت بر حال ما خواهی فکند
- شمارهٔ ۶۱۵ دلم در شست زلفت گشت پابند
- شمارهٔ ۶۱۶ پیش او گر همه جانند به جانان نرسند
- شمارهٔ ۶۱۷ مرا ز دوستی دوست دشمنان بیشند
- شمارهٔ ۶۱۸ خالیست بر آن لبان دلبند
- شمارهٔ ۶۱۹ دلبر چه کرد با من مسکین مستمند
- شمارهٔ ۶۲۰ لشکر عشق تو چون غوغا کند
- شمارهٔ ۶۲۱ وقت رسید کان صنم حاجت ما روا کند
- شمارهٔ ۶۲۲ تا چند با دل من مسکین جفا کند
- شمارهٔ ۶۲۳ باشد که درد ما به تفقّد دوا کند
- شمارهٔ ۶۲۴ با قدت آخر چرا سروی سرافرازی کند
- شمارهٔ ۶۲۵ عاقبت درد من خسته سرایت بکند
- شمارهٔ ۶۲۶ سرو قدّت سایه تا بر ما فکند
- شمارهٔ ۶۲۷ دل ستد از دستم و در پا فکند
- شمارهٔ ۶۲۸ سایه سرو بلندش گر به ما میافکند
- شمارهٔ ۶۲۹ از چه رو لعل تو درمان دل ما نکند
- شمارهٔ ۶۳۰ کس به امید وفا ترک دل و دین نکند
- شمارهٔ ۶۳۱ دلبرم دل ز برم برد و وفایی نکند
- شمارهٔ ۶۳۲ چشمان تو مست و ناتوانند
- شمارهٔ ۶۳۳ مرا در عشق تو دیوانه خوانند
- شمارهٔ ۶۳۴ عاشقان را تا به کی در کوی تو رسوا کنند
- شمارهٔ ۶۳۵ درد دل مرا چو اطبا دوا کنند
- شمارهٔ ۶۳۶ مقرّرست دلا دلبران وفا نکنند
- شمارهٔ ۶۳۷ این دیدهٔ جان مرا روی تو بینا میکند
- شمارهٔ ۶۳۸ صبح روی تو سلامت میکند
- شمارهٔ ۶۳۹ هر دم که جان وصال تو را یاد میکند
- شمارهٔ ۶۴۰ مسکین دلم ز درد تو فریاد میکند
- شمارهٔ ۶۴۱ با قامت تو سرو به بستان چه میکند
- شمارهٔ ۶۴۲ جادوی چشمان شوخت چارهسازی میکند
- شمارهٔ ۶۴۳ تا به چند آن غمزه از من دلربایی میکند
- شمارهٔ ۶۴۴ درد مرا طبیب مداوا نمیکند
- شمارهٔ ۶۴۵ با من خسته دلبرم غیر جفا نمیکند
- شمارهٔ ۶۴۶ بیشتر خلق جهان در پی جاه و درمند
- شمارهٔ ۶۴۷ بی تو چشمم جهان نمیبیند
- شمارهٔ ۶۴۸ بی رخت دیده کی جهان بیند
- شمارهٔ ۶۴۹ دل را نسیم زلف معنبر دوا بود
- شمارهٔ ۶۵۰ یاری که همه میل دلش سوی وفا بود
- شمارهٔ ۶۵۱ خاطرم از هر دو کون آزاد بود
- شمارهٔ ۶۵۲ درد ما را دوا تواند بود
- شمارهٔ ۶۵۳ دمی که رای منت اختیار خواهد بود
- شمارهٔ ۶۵۴ مرا خیال تو تا در ضمیر خواهد بود
- شمارهٔ ۶۵۵ فروغ حسن تو تا در کمال خواهد بود
- شمارهٔ ۶۵۶ هزار یار نُوَت گر ندیم خواهد بود
- شمارهٔ ۶۵۷ تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود
- شمارهٔ ۶۵۸ درد ما را دوا نخواهد بود
- شمارهٔ ۶۵۹ از درد دوری تو جانا دلم بفرسود
- شمارهٔ ۶۶۰ بی رخ تو نمیتوانم بود
متن اشعار به نقل از گنجور.