پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۸

بی رخت دیده کی جهان بیند

یا به جای تو غیر بگزیند

دل من شد به خار هجر تو ریش

گل ز باغ وصال کی چیند

چونکه با زلف و خالت انس گرفت

جای دیگر چگونه بنشیند

گر خرامی به باغ سرو روان

درد از آن قامت تو برچیند

گر به جنّت نه همدمم باشی

یک زمان بی رخ تو ننشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۰یاری که همه میل دلش سوی وفا بود
  2. شمارهٔ ۶۵۱خاطرم از هر دو کون آزاد بود
  3. شمارهٔ ۶۵۲درد ما را دوا تواند بود
  4. شمارهٔ ۶۵۳دمی که رای منت اختیار خواهد بود
  5. شمارهٔ ۶۵۴مرا خیال تو تا در ضمیر خواهد بود
  6. شمارهٔ ۶۵۵فروغ حسن تو تا در کمال خواهد بود
  7. شمارهٔ ۶۵۶هزار یار نُوَت گر ندیم خواهد بود
  8. شمارهٔ ۶۵۷تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.