پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۱

خاطرم از هر دو کون آزاد بود

با خیالش روز و شب دلشاد بود

در خیالم قدّ آن دلبر گذشت

چون بدیدم قامت شمشاد بود

پیش قدّش بنده گشتم رایگان

گرچه یار ما چو سرو آزاد بود

داد من یک لحظه از وصلش نداد

وآنچه کرد او بر من از بیداد بود

بر سر کوی جفایش از دلم

شب همه شب ناله و فریاد بود

قول و عهدی بود ما را در میان

عهد بشکستی و قولت باد بود

چون وفایی نیست در عهد جهان

زان سبب عهد تو بی بنیاد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۳دمی که رای منت اختیار خواهد بود
  2. شمارهٔ ۶۵۴مرا خیال تو تا در ضمیر خواهد بود
  3. شمارهٔ ۶۵۵فروغ حسن تو تا در کمال خواهد بود
  4. شمارهٔ ۶۵۶هزار یار نُوَت گر ندیم خواهد بود
  5. شمارهٔ ۶۵۷تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود
  6. شمارهٔ ۶۵۸درد ما را دوا نخواهد بود
  7. شمارهٔ ۶۵۹از درد دوری تو جانا دلم بفرسود
  8. شمارهٔ ۶۶۰بی رخ تو نمی‌توانم بود
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.