پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۳

دمی که رای منت اختیار خواهد بود

همان دمم به جهان بخت یار خواهد بود

اگر به دامن وصلت رسد شبی دستم

فتوح روز من و روزگار خواهد بود

اگر به کلبه احزان ما دهی تشریف

ز بهر مقدم تو جان نثار خواهد بود

اگر تو را ز من خسته عار می‌آید

مرا به بندگیت افتخار خواهد بود

به اختیار شدم بندهٔ درِ تو ولی

تو را به ردّ و قبول اختیار خواهد بود

چو تُرک چشم تو برخاست بر هوای شکار

یقین شدم که دل من شکار خواهد بود

شبی به دولت وصلت اگر رسم تا روز

چه عیشها که به بوس و کنار خواهد بود

اگرچه طالب تو در جهان بسیست ولی

که را به حضرت تو اعتبار خواهد بود

وگر ز روی تلطّف تو در میان آیی

رقیب بیهده گو بر کنار خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۵فروغ حسن تو تا در کمال خواهد بود
  2. شمارهٔ ۶۵۶هزار یار نُوَت گر ندیم خواهد بود
  3. شمارهٔ ۶۵۷تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود
  4. شمارهٔ ۶۵۸درد ما را دوا نخواهد بود
  5. شمارهٔ ۶۵۹از درد دوری تو جانا دلم بفرسود
  6. شمارهٔ ۶۶۰بی رخ تو نمی‌توانم بود
  7. شمارهٔ ۶۶۱جهان را دولت و بختی جوان بود
  8. شمارهٔ ۶۶۲گر کسی را درد بی درمان بود
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.