پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۲

عشاق مهر روی تو از جان خریده‌اند

مهر تو را ز هر دو جهان برگزیده‌اند

تا آشنای کوی تو گشتند در جهان

حقّا که از محبّت عالم بریده‌اند

در شاهراه عشق تو مدهوش و عاشقند

خفتند با خیال تو و ز جان بریده‌اند

هر کس که سر نهاد به پای تو بی ریا

کردند سر فدا و رُخت را ندیده‌اند

آنان که جان به مهر رخ دوست داده‌اند

خاک درش مقام رخ خویش دیده‌اند

یاران بی وفا که شکستند عهد ما

با این همه هنوز مرا نورِ دیده‌اند

ماییم سر نهاده به پایت روان و تو

چون سرو بوستان که ز ما سر کشیده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۴عاشقان گل رخسار تو بستان طلبند
  2. شمارهٔ ۶۰۵طالبان سر کویت رخ جانان طلبند
  3. شمارهٔ ۶۰۶دردمندان تو از وصل تو درمان طلبند
  4. شمارهٔ ۶۰۷دردمندان غم عشق دوا می طلبند
  5. شمارهٔ ۶۰۸وصالت دوای دل دردمند
  6. شمارهٔ ۶۰۹چو زلف خویش چرا عهد یار بشکستند
  7. شمارهٔ ۶۱۰گِل ما را ز ازل با غم تو بسْرشتند
  8. شمارهٔ ۶۱۱هیچکس در نزد آن در که درش باز نکردند
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.