پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۸

وصالت دوای دل دردمند

در وصل از این بیش بر ما مبند

مکن گریه چون ابر بر جان من

چو گل بر من و حال زارم مخند

مسوزان مرا از فراق رخت

که او آتش است و دل ما سپند

که دارد بتی مهوش همچو من

دو ابرو کمان و دو گیسو کمند

نخواهم به هر دو جهان جز تو کس

اگر روز حشرم مخیر کنند

نگیرد دلم انس با هیچکس

گرم بی رخ تو به جنّت برند

چو تیر جفایت ببارد ز ابر

نشاید که مژگان به هم برزنند

اگر در غمت ناله‌ای بشنوی

ز مردان نه مردند ایشان زنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۰گِل ما را ز ازل با غم تو بسْرشتند
  2. شمارهٔ ۶۱۱هیچکس در نزد آن در که درش باز نکردند
  3. شمارهٔ ۶۱۲بسا دلی که به زلف تو پای در بندند
  4. شمارهٔ ۶۱۳مرا با درد عشقت آفریدند
  5. شمارهٔ ۶۱۴چون تو چشم مرحمت بر حال ما خواهی فکند
  6. شمارهٔ ۶۱۵دلم در شست زلفت گشت پابند
  7. شمارهٔ ۶۱۶پیش او گر همه جانند به جانان نرسند
  8. شمارهٔ ۶۱۷مرا ز دوستی دوست دشمنان بیشند
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.