پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۴

با قدت آخر چرا سروی سرافرازی کند

از چه رو آخر صبا با زلف او بازی کند

سرو را کی می‌رسد دعوی بالا با قدت

پیش بالای تو میراد از چه او بازی کند

چون صبا در زلف تو پیچد پریشان بینمش

با وجود آنکه با گوش تو همرازی کند

در هوای کویت ار گنجشک روزی بگذرد

در فضای قربتت دعوی شهبازی کند

گر شبی چون سرو بخرامی به سوی ما دلم

در شب وصل تو ای دلبر سرافرازی کند

تا خجل گردد به پیش قامت تو سرو ناز

در جهانی با قد تو او سرافرازی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۶سرو قدّت سایه تا بر ما فکند
  2. شمارهٔ ۶۲۷دل ستد از دستم و در پا فکند
  3. شمارهٔ ۶۲۸سایه سرو بلندش گر به ما می‌افکند
  4. شمارهٔ ۶۲۹از چه رو لعل تو درمان دل ما نکند
  5. شمارهٔ ۶۳۰کس به امید وفا ترک دل و دین نکند
  6. شمارهٔ ۶۳۱دلبرم دل ز برم برد و وفایی نکند
  7. شمارهٔ ۶۳۲چشمان تو مست و ناتوانند
  8. شمارهٔ ۶۳۳مرا در عشق تو دیوانه خوانند
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.