پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۶

بیشتر خلق جهان در پی جاه و درمند

ز وفا دور و جفاجوی و نه اهل کرمند

روزگاریست پُر آشوب که از خلق جهان

حذر اولیست که یاران وفادار کمند

وحشتی از همه دارند ندانم که چرا

همچو آهوی چرا گشته، ز مردم برمند

بهر یک نان که مبادا به جهانش سفله

هست امکان که تهیگاه هم از هم بدرند

گردش دور فلک را چو بقا نیست چرا

آخر از کار جهان جمله چنین بی خبرند

بندهٔ قدّ تو گشتند ز جان تا دانی

سرو نازی که به بالای تو اندر چمنند

دل من آهوی وحشیست که در کوه و درت

گشت سرگشته و عمری که نیامد به کمند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۸بی رخت دیده کی جهان بیند
  2. شمارهٔ ۶۴۹دل را نسیم زلف معنبر دوا بود
  3. شمارهٔ ۶۵۰یاری که همه میل دلش سوی وفا بود
  4. شمارهٔ ۶۵۱خاطرم از هر دو کون آزاد بود
  5. شمارهٔ ۶۵۲درد ما را دوا تواند بود
  6. شمارهٔ ۶۵۳دمی که رای منت اختیار خواهد بود
  7. شمارهٔ ۶۵۴مرا خیال تو تا در ضمیر خواهد بود
  8. شمارهٔ ۶۵۵فروغ حسن تو تا در کمال خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.