پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۶

تربیت در آب و گل گل‌های رنگین می‌دهد

بعد از آن در چشم عشّاقانش تمکین می‌دهد

در سرابستان جان گل‌های رنگین باد صبح

پیش چشم بلبل خوش خوانش آیین می‌دهد

هر زمان گر نرگس مستش کند سویم نگاه

تاب جان خسته‌ام ز ابروی پُر چین می‌دهد

در دو چین زلف او نقاّش چینی کی رسد

بوی رخسار تو چون از زلف پُر چین می‌دهد

گر عروس خوب منظر جان بخواهد از بدن

گو بده داماد را گر حقّ کابین می‌دهد

از دماغ دل به در کن ای پسر حرص و حسد

کان درخت نامبارک بار و بر، کین می‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۸مرا چو دامن وصلت شبی به دست آید
  2. شمارهٔ ۶۸۹هر دل که نه پُر دردست آن دل به چه کار آید
  3. شمارهٔ ۶۹۰نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید
  4. شمارهٔ ۶۹۱مگر روزی شب هجران سر آید
  5. شمارهٔ ۶۹۲نشستم تا مگر ماهی برآید
  6. شمارهٔ ۶۹۳شاد باش ای دل سرگشته که جان باز آید
  7. شمارهٔ ۶۹۴جان به شکرانه دهم گر بت ما باز آید
  8. شمارهٔ ۶۹۵وقت آنست که دلبر ز جفا باز آید
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.