پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی

غزلیات

۱۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ کو محرمی که قصه‌ی تو در میان نهم
  2. شمارهٔ ۱۲۲ بی‌شب زلف تو سیه‌روزم
  3. شمارهٔ ۱۲۳ چون با غم تو قرار گیرم
  4. شمارهٔ ۱۲۴ ره صد رهگذرت می‌دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۵ با آنکه در میان دل آتش همی‌زنم
  6. شمارهٔ ۱۲۶ کارم از عشق به جان است، چه تدبیر کنم؟
  7. شمارهٔ ۱۲۷ شبِ دوش، با دوست می خورده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۲۸ خیز تا دست طرب یک دم، به جام می‌زنیم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ آنم که زین بر اسب تمنا نهاده‌ام
  10. شمارهٔ ۱۳۰ در فراق تو سوخت این جگرم
  11. شمارهٔ ۱۳۱ به حق آن، که جز از تو، کسی گزیده نی‌ام
  12. شمارهٔ ۱۳۲ به هر کژم که نهی نقش خویش می‌بینم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ می‌روم از غم عشق تو چنان بی‌خبرم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ وه که امروز به حال دگرم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ساقی من از خمار شبانه مشوشم
  16. شمارهٔ ۱۳۶ پردردم و بمانده ز درمان خویشتن
  17. شمارهٔ ۱۳۷ خه خه آن سوسن سیرابش بین
  18. شمارهٔ ۱۳۸ ای سعی کرده عشق تو در خون و جان من
  19. شمارهٔ ۱۳۹ ای برگشاده دست به بیداد عاشقان
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ای جهان را، یادگار از طغرل و الب ارسلان
  21. شمارهٔ ۱۴۱ چیست، شرط عاشقان؟ با بینوائی ساختن
  22. شمارهٔ ۱۴۲ این چرخ دغاپیشه دست خوش خوی تو
  23. شمارهٔ ۱۴۳ از رهی روی بگردان و برو
  24. شمارهٔ ۱۴۴ ای در دل و جان سواری تو
  25. شمارهٔ ۱۴۵ باز دل را تازه شد درد کهن با یار نو
  26. شمارهٔ ۱۴۶ سیم اگر پیش سمن لافی زد از سیمای او
  27. شمارهٔ ۱۴۷ داد دلم نمی‌دهد زلف ستم‌پرست تو
  28. شمارهٔ ۱۴۸ ای شکرخای شده گوش از تو
  29. شمارهٔ ۱۴۹ ای مرهم هر سینه‌ی مجروح لب تو
  30. شمارهٔ ۱۵۰ ای همه شیران اسیر دام تو
  31. شمارهٔ ۱۵۱ ای شکار‌آویز دل فتراک تو
  32. شمارهٔ ۱۵۲ گوهر دیده کرد‌ه‌ام، پیشکش جمال تو
  33. شمارهٔ ۱۵۳ ما مانده‌ایم و جانی، در دست غم بمانده
  34. شمارهٔ ۱۵۴ ای مرا چون جان گرامی جام جان‌پرور بخواه
  35. شمارهٔ ۱۵۵ ای غمت در جان من آویخته
  36. شمارهٔ ۱۵۶ توسن به سر عنان به من ده
  37. شمارهٔ ۱۵۷ گره مشک، بر سمن چه زنی؟
  38. شمارهٔ ۱۵۸ پسرا، هست روز آن که تو روی در وفا کنی
  39. شمارهٔ ۱۵۹ دگر بار ای دل سنگین فتادی!
  40. شمارهٔ ۱۶۰ دیدی چگونه ما را، بگذاشتی و رفتی؟
  41. شمارهٔ ۱۶۱ والله که به بی‌باکی، ناموسِ جهان بردی
  42. شمارهٔ ۱۶۲ دل ببری، تن بزنی، اینت بلائی که توئی
  43. شمارهٔ ۱۶۳ ای پشیمان شده ز دلداری
  44. شمارهٔ ۱۶۴ من تنگدل و تو تنگ خوئی
  45. شمارهٔ ۱۶۵ ای عهد تو جمله نانمازی
  46. شمارهٔ ۱۶۶ جانم فدای توست، که جانان من توئی
  47. شمارهٔ ۱۶۷ تو که از دردِ سری آه کنی
  48. شمارهٔ ۱۶۸ دیده‌ی مور است، یا دهان که تو داری؟
  49. شمارهٔ ۱۶۹ ای دل آخر تا کی این دیوانگی
  50. شمارهٔ ۱۷۰ کژ نهادی کُله، چه سرداری
  51. شمارهٔ ۱۷۱ زلف چون بر عذار می‌فکنی
  52. شمارهٔ ۱۷۲ در کار تو از دست بشد عهد جوانی
  53. شمارهٔ ۱۷۳ ای کزان چشمه جان بخش و دولب جان منی
  54. شمارهٔ ۱۷۴ ای به هلاک جان من، عشق تو را کفایتی
  55. شمارهٔ ۱۷۵ بر گل چو مثال عنبر انگیزی
  56. شمارهٔ ۱۷۶ دلا آن به که با جان در نبندی
  57. شمارهٔ ۱۷۷ رخ تو فتنه جهان بودی
  58. شمارهٔ ۱۷۸ جانا، همه آیت نکوئی
  59. شمارهٔ ۱۷۹ روز تو اقبال و فرخ نیستی
  60. شمارهٔ ۱۸۰ چون گشت رخ چمن دل آرای

متن اشعار به نقل از گنجور.