پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

ای همه شیران اسیر دام تو

تو سنان خویشتن بین رام تو

باز مالیده که مردی افکنی

کعبتین تیغ گردان جام تو

هم عنانی کرده در راه قبول

آفرین بخت، با دشنام تو

مردم چشم روان، رخسار تو

حلقه‌ی گوش خرد، پیغام تو

از علمداران دیوان وجود

فتنه بر کار است در ایام تو

در غمت خوش خوش فروشد روز من

گو فرو شو تا برآید کام تو

نردبان ناکرده از سر، کی رسد

پای هر تر دامنی بر بام تو

صد هزاران صید داری چون اثیر

خود چه مرغ است او به نزد دام تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲گوهر دیده کرد‌ه‌ام، پیشکش جمال تو
  2. شمارهٔ ۱۵۳ما مانده‌ایم و جانی، در دست غم بمانده
  3. شمارهٔ ۱۵۴ای مرا چون جان گرامی جام جان‌پرور بخواه
  4. شمارهٔ ۱۵۵ای غمت در جان من آویخته
  5. شمارهٔ ۱۵۶توسن به سر عنان به من ده
  6. شمارهٔ ۱۵۷گره مشک، بر سمن چه زنی؟
  7. شمارهٔ ۱۵۸پسرا، هست روز آن که تو روی در وفا کنی
  8. شمارهٔ ۱۵۹دگر بار ای دل سنگین فتادی!
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.