پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

ای مرهم هر سینه‌ی مجروح لب تو

فرسوده قدم‌های دلم در طلب تو

گم کرد سر رشته‌ی تدبیر دلم باز

در طره سرگمشده‌ی بلعجب تو

چون تار طراز است شب و روز تن من

تا بر طرف روز تنیده‌ست شب تو

چون لاله دلم چهره به خون شست چو بگرفت

سبزه طرف چشمه‌ی حیوان لب تو

من بنده نویسد به تو سلطان کواکب

تا خسرو خوبان جهان شد لقب تو

ای حور پریزاده بر این حسن و طراوت

از آدمیان نیست همانا نسب تو

درساخته‌ام با غم تو، روی همین است

چون جز ز غم من نفزاید طرب تو

بیداد سه ساله که اثیر از همدان برد

تقدیر الهی بُد و باقی سبب تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱ای شکار‌آویز دل فتراک تو
  2. شمارهٔ ۱۵۲گوهر دیده کرد‌ه‌ام، پیشکش جمال تو
  3. شمارهٔ ۱۵۳ما مانده‌ایم و جانی، در دست غم بمانده
  4. شمارهٔ ۱۵۴ای مرا چون جان گرامی جام جان‌پرور بخواه
  5. شمارهٔ ۱۵۵ای غمت در جان من آویخته
  6. شمارهٔ ۱۵۶توسن به سر عنان به من ده
  7. شمارهٔ ۱۵۷گره مشک، بر سمن چه زنی؟
  8. شمارهٔ ۱۵۸پسرا، هست روز آن که تو روی در وفا کنی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.