پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

ای مرا چون جان گرامی جام جان‌پرور بخواه

چون رخ و اشک من و خود، باده‌ی احمر بخواه

لعل جان آشوب بگشا، بهر جان دارو بیار

زلف جان‌آویز بشکن جام جان‌پرور بخواه

همچو زلفت سر گرانم، ساعتی دیگر بپای

همچو چشمت نیم مستم، ساغر دیگر بخواه

باده‌ی احمر تو را، از دست غم بیرون کند

چاکر او باش و کین، از گنبد اخضر بخواه

روز بارست ارسلان سلطانِ می را، زود باش

از حباب و جام، هم اورنگ و هم افسر بخواه

چون زبرپوش فلک، پوشید باغ و خانه زیب

درد سر مشمر، کُلَه دیوی سبک با سر بخواه

نکهت از گل عاریت کن لذت از شکر بگیر

زینت از فردوس بستان، صفوت از کوثر بخواه

چرخ را گو، چتر خورشید و دف گردان بده

ماه را گو، بربط ناهید خنیاگر بخواه

مجلسی برساز و آنگه بر غزل‌های اثیر

باده‌ای چون آفتاب از ترک مه‌پیکر بخواه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶توسن به سر عنان به من ده
  2. شمارهٔ ۱۵۷گره مشک، بر سمن چه زنی؟
  3. شمارهٔ ۱۵۸پسرا، هست روز آن که تو روی در وفا کنی
  4. شمارهٔ ۱۵۹دگر بار ای دل سنگین فتادی!
  5. شمارهٔ ۱۶۰دیدی چگونه ما را، بگذاشتی و رفتی؟
  6. شمارهٔ ۱۶۱والله که به بی‌باکی، ناموسِ جهان بردی
  7. شمارهٔ ۱۶۲دل ببری، تن بزنی، اینت بلائی که توئی
  8. شمارهٔ ۱۶۳ای پشیمان شده ز دلداری
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.