پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

دل ببری، تن بزنی، اینت بلائی که توئی

شوخ رگی، سخت دلی سست وفائی که توئی

چرخ بدان بوالعجبی دهر بدین حیله گری

بوی نبردند چنین، رنگ نمائی که توئی

برد بغارت غم تو، جان و تن و دین و دلم

چشم بدان دور، زهی جمله ربائی که توئی

خود دهدت دل کله ئی، نقش چو من یکدله ئی

اینت دوروئی، دوزبانی، دو هوائی که توئی

یک ره این صحبت ما، با تو بپایان نرسد

راستی از دیک فلک، چرب ربائی که توئی

بوسه بها جان طلبی این ببری آن ندهی

شرم ز روی تو، زهی نیک ادائی که توئی

بخت بخواهم که کند، راه بگوئی که منم

داد نیارد که نهد، کام بجائی که توئی

دستخوش حکم توام، سست حریفی که منم

بررصد همچومنی، سخت دغائی که توئی

آتش بیدادی تو، گرد بر آورد ز من

داد، کی آید زچنان، آب و هوائی که توئی

جمله مرغان جهان، صید اثیرند ولی

یارب زنهار، ز تو سخت بلائی که توئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴من تنگدل و تو تنگ خوئی
  2. شمارهٔ ۱۶۵ای عهد تو جمله نانمازی
  3. شمارهٔ ۱۶۶جانم فدای توست، که جانان من توئی
  4. شمارهٔ ۱۶۷تو که از دردِ سری آه کنی
  5. شمارهٔ ۱۶۸دیده‌ی مور است، یا دهان که تو داری؟
  6. شمارهٔ ۱۶۹ای دل آخر تا کی این دیوانگی
  7. شمارهٔ ۱۷۰کژ نهادی کُله، چه سرداری
  8. شمارهٔ ۱۷۱زلف چون بر عذار می‌فکنی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.