پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

ای پشیمان شده ز دلداری

عهد نو کرده با جگرخواری

هست معزول عافیت تا تو

در عمل کار حسن پر گاری

دل من برده ئی بآسانی

غم تو میخورم بدشواری

عشوه میده که گوش میدارم

ناز میکن که جای آنداری

سر زلفین خود بگیر و بکش

نه اثیری که این نمی آری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵ای عهد تو جمله نانمازی
  2. شمارهٔ ۱۶۶جانم فدای توست، که جانان من توئی
  3. شمارهٔ ۱۶۷تو که از دردِ سری آه کنی
  4. شمارهٔ ۱۶۸دیده‌ی مور است، یا دهان که تو داری؟
  5. شمارهٔ ۱۶۹ای دل آخر تا کی این دیوانگی
  6. شمارهٔ ۱۷۰کژ نهادی کُله، چه سرداری
  7. شمارهٔ ۱۷۱زلف چون بر عذار می‌فکنی
  8. شمارهٔ ۱۷۲در کار تو از دست بشد عهد جوانی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.