پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

دیده‌ی مور است، یا دهان که تو داری؟

پاره‌ی موی است، یا میان که تو داری؟

جز به سخن های دلفریب نشانی

می نتوان داد از آن، دهان که تو داری

چون تو به میدان دل سوار بر آیی

خاصه به چالاکی‌ای چنان که تو داری

سست رکابی است، عقل خیره بماند

واله‌ی آن دست و آن عنان که تو داری

عشوه دها، عمر بستدی و ندادی

زانچه تو دانی بدان زبان که تو داری

شرم ز روی تو زین معامله، الحق

سود که من کردم و زیان که تو داری

طنز کنی هر زمان، که از تو چه دارم

آه، از آن شوخ دیدگان که تو داری

گوش همی دار، از آن که راحت دل‌هاست

آن دل گم گشته، در غمان که تو داری

اینت مسلمان شود محال میندیش

دل بربائی و کس مدان که تو داری

خود کم من گیر باز گفته نیاید

پیش وزیر آن خدایگان که تو داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰کژ نهادی کُله، چه سرداری
  2. شمارهٔ ۱۷۱زلف چون بر عذار می‌فکنی
  3. شمارهٔ ۱۷۲در کار تو از دست بشد عهد جوانی
  4. شمارهٔ ۱۷۳ای کزان چشمه جان بخش و دولب جان منی
  5. شمارهٔ ۱۷۴ای به هلاک جان من، عشق تو را کفایتی
  6. شمارهٔ ۱۷۵بر گل چو مثال عنبر انگیزی
  7. شمارهٔ ۱۷۶دلا آن به که با جان در نبندی
  8. شمارهٔ ۱۷۷رخ تو فتنه جهان بودی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.