پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

ای به هلاک جان من، عشق تو را کفایتی

رخصت خون خلق را، حسن تو محکم آیتی

شحنه خاص توست غم، وز کف ریش خشک او

جان ببرم به شرط آن، کز تو بود حمایتی

گوش تو تنگ بارتر، از دهنت چو بشنود

غصه‌ی هر حکایتی، قصه‌ی هر شکایتی

گشت مسلمت جهان از پی فتنه هر زمان

گرد میار لشگری، بر مفراز رایتی

از تو حکایتی شدم، گرد جهان تو همچنان

بر سر غفلت خودی، اینت نکو عنایتی

ساختنی است با منت، گر سر علم دیده‌ای

در سر نیم آه من سوختن ولایتی

هم به تو در گریختم از ستم تو، وای من

گر نبری تو رحمتی یا نکنی حمایتی

جز غم تو چه خورده‌ام ار تو کنی تقربی

در حق تو چه گفته‌ام بی‌هوست حکایتی

گرچه دراز درکشد کار من و تو هم بود

عشق مرا فذالکی حسن تو را نهایتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶دلا آن به که با جان در نبندی
  2. شمارهٔ ۱۷۷رخ تو فتنه جهان بودی
  3. شمارهٔ ۱۷۸جانا، همه آیت نکوئی
  4. شمارهٔ ۱۷۹روز تو اقبال و فرخ نیستی
  5. شمارهٔ ۱۸۰چون گشت رخ چمن دل آرای
  6. شمارهٔ ۱۸۱گرد ماه از زلف عنبر می‌نهی
  7. شمارهٔ ۱۸۲مشک می رنگ، بر سمن چه زنی
  8. شمارهٔ ۱۸۳بدین جمال اگر تو را وفاستی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.