پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

جانا، همه آیت نکوئی

در شان تو آمده است گوئی

یک گل چو رخت به دست ناید

گر در چمن جهان بجوئی

حسنت ببرد زبان سوسن

گر لاف زند به تازه روئی

دارم طمع وفا ز تو نه

کاین قاعده نیست در نکوئی

گوئی بکشم تو را نکشتی

لیکن چه کنی که این نگوئی

روزی دو، اثیر را امان ده

کان غمزه عاشق است گوئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰چون گشت رخ چمن دل آرای
  2. شمارهٔ ۱۸۱گرد ماه از زلف عنبر می‌نهی
  3. شمارهٔ ۱۸۲مشک می رنگ، بر سمن چه زنی
  4. شمارهٔ ۱۸۳بدین جمال اگر تو را وفاستی
  5. شمارهٔ ۱۸۴به تن بودم امروز چون ناتوانی
  6. شمارهٔ ۱۸۵صبحدم آن روی چون نگار چه شوئی؟
  7. شمارهٔ ۱۸۶سوزی است مرا در دل دانی که چه سان سوزی
  8. شمارهٔ ۱۸۷بس کین دل زار ریش کردی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.