پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

سوزی است مرا در دل دانی که چه سان سوزی

سوزی که وجود من بر باد دهد روزی

در هم زده کار من، چون خط معمائی

سر گم شده حال من، چون نکته مرموزی

چون شاخ پر از آتش، می نالم و می‌سوزم

دیده قدح اشکی، دل مجمر پرسوزی

گویند که با آن دل، شاد است فلان نی نی

چون شاد توان بودن در دست غم‌اندوزی

خوش خوش ندب عمرم، شد باخته با او

خصلی ننهادستم، روزی ز دل‌افروزی

دریای غمش گشتم، تا کس نخرید از من

با ننگ چنان قربان، ده عید به نوروزی

پیران خرد بر وی، سی سال سبق خوانده

در مکتب عشق اکنون، طفلی است نوآموزی

زان دوست عجب دارم، کو گفت اثیرا دل

ای مرد کدامین دل، خصمی است جفاتوزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸کره مشک بر سمن چه زنی
  2. شمارهٔ ۱۸۹ای قاعده‌ی بزرگواری
  3. شمارهٔ ۱۹۰ای بنده‌ی لب تو، لب آبدار می
  4. شمارهٔ ۱۹۱شبگیر و تنها می‌روی ای شمع دل‌ها تا کجا
  5. شمارهٔ ۱۹۲زهی چتر قمر طرف کلاهت
  6. شمارهٔ ۱۹۳هرکه عشقت خرید جان بفروخت
  7. شمارهٔ ۱۹۴نیم شبان دلبرک نیم مست
  8. شمارهٔ ۱۹۵بر آن کس که کمتر ز سگ باد پیشت
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.