پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

نیم شبان دلبرک نیم مست

بهر صبوحی زِ بَرَم چست جست

زلف کمابیش‌تر از جام خورد

صدره بسا بیشتر از زلف دست

بانگ برآورد به شادی که کو

آنکه طلسم در غم او شکست

بستد از او جام به بالین من

تنگ به بر آمد و پیشم نشست

هر دو یکی کرد دل و دوستی

جامه آسایش و جای نشست

گفت بشارت، که به اقبال صبح

عالم از آرایش ظلمت برست

صبحدمان ای بت خورشید چهر!

می خوری و خواب کنی، خیر هست

قصد مکن تا مژه بر هم زنی

چونکه شوم چون مژه‌ات می‌پرست

کس چه گمان برد که ریش اثیر

مرهم از آن دست پذیرد که، خست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶جشن فرخنده نوروز جهان افروز است
  2. شمارهٔ ۱۹۷رو که میدان جهان میدان توست
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.