پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

روز تو اقبال و فرخ نیستی

گر تماشاگاهش آن رخ نیستی

هم خریداری فتادی قند را

گر لب او نوش پاسخ نیستی

ورنه حسنش داغ یوسف داردی

در جهان اسم تناسخ نیستی

ماه نخشب خود سبق بردی ز خور

گر رخ آن ماه خلخ نیستی

ور ز رویش فال نگرفتی طرب

بزم شاه شرق فرخ نیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱گرد ماه از زلف عنبر می‌نهی
  2. شمارهٔ ۱۸۲مشک می رنگ، بر سمن چه زنی
  3. شمارهٔ ۱۸۳بدین جمال اگر تو را وفاستی
  4. شمارهٔ ۱۸۴به تن بودم امروز چون ناتوانی
  5. شمارهٔ ۱۸۵صبحدم آن روی چون نگار چه شوئی؟
  6. شمارهٔ ۱۸۶سوزی است مرا در دل دانی که چه سان سوزی
  7. شمارهٔ ۱۸۷بس کین دل زار ریش کردی
  8. شمارهٔ ۱۸۸کره مشک بر سمن چه زنی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.