پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

بدین جمال اگر تو را وفاستی

همه جهان به مملکت تو راستی

وگر، به، سکه بودمی، شدی به دل

که خطبه طرب به نام ماستی

خیالت اینکه حلقه باز می‌زند

ور آمدی ز در گر آشناستی

بخواست دل به دام و بند و دل که جان

فدای اوست کاشکی بخواستی

جواب چرخ بی‌وفا بدادمی

اگر دل تو، بر سر وفاستی

وگر به بندگی قبول یافتی

به بخت تو اثیر باد، ساستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵صبحدم آن روی چون نگار چه شوئی؟
  2. شمارهٔ ۱۸۶سوزی است مرا در دل دانی که چه سان سوزی
  3. شمارهٔ ۱۸۷بس کین دل زار ریش کردی
  4. شمارهٔ ۱۸۸کره مشک بر سمن چه زنی
  5. شمارهٔ ۱۸۹ای قاعده‌ی بزرگواری
  6. شمارهٔ ۱۹۰ای بنده‌ی لب تو، لب آبدار می
  7. شمارهٔ ۱۹۱شبگیر و تنها می‌روی ای شمع دل‌ها تا کجا
  8. شمارهٔ ۱۹۲زهی چتر قمر طرف کلاهت
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.