پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

ای کزان چشمه جان بخش و دولب جان منی

کوری جمله حسودان جهان، آن منی

جان اگر همچو دلم پای تو آرد برکاب

زان عنان باز نتابم، که تو جانان منی

لب و دندان تو را، سجده برم چون پروین

کز جهان ای مه تابان، تو بدندان منی

چشم من ابر بهار است، که می گرید زار

تا تو در فصل زمستان گل خندان منی

زان دوزلفین پریشان، که جهان فتنه اوست

مایه فتنه احوال پریشان منی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵بر گل چو مثال عنبر انگیزی
  2. شمارهٔ ۱۷۶دلا آن به که با جان در نبندی
  3. شمارهٔ ۱۷۷رخ تو فتنه جهان بودی
  4. شمارهٔ ۱۷۸جانا، همه آیت نکوئی
  5. شمارهٔ ۱۷۹روز تو اقبال و فرخ نیستی
  6. شمارهٔ ۱۸۰چون گشت رخ چمن دل آرای
  7. شمارهٔ ۱۸۱گرد ماه از زلف عنبر می‌نهی
  8. شمارهٔ ۱۸۲مشک می رنگ، بر سمن چه زنی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.