پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

کژ نهادی کُله، چه سرداری

به جز آن که‌م ز پای برداری

خدمت جان بر تو آوردم

به جز این خدمت دگر داری

به من‌ات سر کجا فرود آید

چون تو در خود هزار سرداری

بی تو از خود خبر نمی‌یابم

من چه گویم تو هم خبرداری

بد همی داری‌ام، چه شاید کرد

اگرم زین بسی بتر داری

زر همی باید ای اثیر مخسب!

گرچه از رخ وجوه زر داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲در کار تو از دست بشد عهد جوانی
  2. شمارهٔ ۱۷۳ای کزان چشمه جان بخش و دولب جان منی
  3. شمارهٔ ۱۷۴ای به هلاک جان من، عشق تو را کفایتی
  4. شمارهٔ ۱۷۵بر گل چو مثال عنبر انگیزی
  5. شمارهٔ ۱۷۶دلا آن به که با جان در نبندی
  6. شمارهٔ ۱۷۷رخ تو فتنه جهان بودی
  7. شمارهٔ ۱۷۸جانا، همه آیت نکوئی
  8. شمارهٔ ۱۷۹روز تو اقبال و فرخ نیستی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.