پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

زلف چون بر عذار می‌فکنی

لیل را در نهار می‌فکنی

چون لبت مست لطف می‌گردد

باده را در خمار می‌فکنی

جانی آویخته است بر فتراک

تا نظر بر شکار میفکنی

هر کجا مهر در میان آمد

خویشتن بر کنار می‌فکنی

خرما با تو کی دود که به جور

اسب بر روزگار می‌فکنی

همچو سوزن، اگرچه سرتیزی

بخیه بر روی کار می‌فکنی

صف ناموس تو شکست آرد

زانکه در چنگ یار می‌فکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳ای کزان چشمه جان بخش و دولب جان منی
  2. شمارهٔ ۱۷۴ای به هلاک جان من، عشق تو را کفایتی
  3. شمارهٔ ۱۷۵بر گل چو مثال عنبر انگیزی
  4. شمارهٔ ۱۷۶دلا آن به که با جان در نبندی
  5. شمارهٔ ۱۷۷رخ تو فتنه جهان بودی
  6. شمارهٔ ۱۷۸جانا، همه آیت نکوئی
  7. شمارهٔ ۱۷۹روز تو اقبال و فرخ نیستی
  8. شمارهٔ ۱۸۰چون گشت رخ چمن دل آرای
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.