پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

جانم فدای توست، که جانان من توئی

شمع وثاق و تازه‌گلستان من توئی

هستند شاهدان شکر لب به عهد تو

لیکن از آن میانه به دندان من توئی

جان بر سر غم تو نهم، وز من این سخن

بی حرمتی‌ست جان، چه بود، جان من توئی

در عشق تو به خدمت سلطان برآمدم

ای مه، سعادت تو که سلطان من توئی

آنکس که گفت اثیر، به زنگان چه میکنی

زین نکته غافل است، که زنگان من توئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸دیده‌ی مور است، یا دهان که تو داری؟
  2. شمارهٔ ۱۶۹ای دل آخر تا کی این دیوانگی
  3. شمارهٔ ۱۷۰کژ نهادی کُله، چه سرداری
  4. شمارهٔ ۱۷۱زلف چون بر عذار می‌فکنی
  5. شمارهٔ ۱۷۲در کار تو از دست بشد عهد جوانی
  6. شمارهٔ ۱۷۳ای کزان چشمه جان بخش و دولب جان منی
  7. شمارهٔ ۱۷۴ای به هلاک جان من، عشق تو را کفایتی
  8. شمارهٔ ۱۷۵بر گل چو مثال عنبر انگیزی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.