پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

دیدی چگونه ما را، بگذاشتی و رفتی؟

بی‌موجبی دل از ما، برداشتی و رفتی؟

بس عهدها که کردم، بس وعده‌ها که دادی

وان ماجرا نرفته، انگاشتی و رفتی

راهی‌ست بر گشادم، خوش خوش به چشم کردن

تا روی درکشیدی، از آشتی و رفتی

رخ در سفر نهادی، ناگاه عالمی را

چون زلف خود پریشان، بگذاشتی و رفتی

گفتی تو را بدارم چون جان و دیده، بنشین

گفتم چگونه داری، ناداشتی و رفتی

چشمم که آب خوردی از روی گل‌عذارت

ناگه، به خار هجران انباشتی و رفتی

تخمی است هجر رویت، بارش هلاک جانم

تا خود چگونه روید، تو کاشتی و رفتی

در دام جز اثیرت تر دامنی دو بودند

او را به دست ایشان، بگذاشتی و رفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲دل ببری، تن بزنی، اینت بلائی که توئی
  2. شمارهٔ ۱۶۳ای پشیمان شده ز دلداری
  3. شمارهٔ ۱۶۴من تنگدل و تو تنگ خوئی
  4. شمارهٔ ۱۶۵ای عهد تو جمله نانمازی
  5. شمارهٔ ۱۶۶جانم فدای توست، که جانان من توئی
  6. شمارهٔ ۱۶۷تو که از دردِ سری آه کنی
  7. شمارهٔ ۱۶۸دیده‌ی مور است، یا دهان که تو داری؟
  8. شمارهٔ ۱۶۹ای دل آخر تا کی این دیوانگی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.