پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

دگر بار ای دل سنگین فتادی!

عنان در دست بدعهدی نهادی!

ز در دم نیش‌ها در رگ شکستی

ز چشمم چشمه‌ها بر رخ گشادی

فرامش کرده آن کز عشق صدبار

بمردی باز، و، وز مادر بزادی

ندارد مهله چندان از شب غم

که گرید بر وداع روز شادی

در این مقصوره پنهان می‌کنی یار

همان باری که صد بارش بدادی

نباشد عیب شاگردیت در شعر

که در صنعت به غایت اوستادی

اثیر امروز در پا اوفتاده‌ست

تو ظالم در پی او چون فتادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱والله که به بی‌باکی، ناموسِ جهان بردی
  2. شمارهٔ ۱۶۲دل ببری، تن بزنی، اینت بلائی که توئی
  3. شمارهٔ ۱۶۳ای پشیمان شده ز دلداری
  4. شمارهٔ ۱۶۴من تنگدل و تو تنگ خوئی
  5. شمارهٔ ۱۶۵ای عهد تو جمله نانمازی
  6. شمارهٔ ۱۶۶جانم فدای توست، که جانان من توئی
  7. شمارهٔ ۱۶۷تو که از دردِ سری آه کنی
  8. شمارهٔ ۱۶۸دیده‌ی مور است، یا دهان که تو داری؟
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.