پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

توسن به سر عنان به من ده

وان لعل شکر فشان به من ده

این چهره چو زعفران نگه کن

آن لعل شکر نشان به من ده

پنهان ز رقیب، نیم‌بوسی

پیش آر سر و نهان به من ده

وامی است مرا، بر آن لب خوش

رهنی به سر زیان به من ده

یک شب، تو بخواه این حوالت

آن بسته دُر دهان به من ده

دشنام تو مدحت اثیر است

راضی شدم از تو، آن به من ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸پسرا، هست روز آن که تو روی در وفا کنی
  2. شمارهٔ ۱۵۹دگر بار ای دل سنگین فتادی!
  3. شمارهٔ ۱۶۰دیدی چگونه ما را، بگذاشتی و رفتی؟
  4. شمارهٔ ۱۶۱والله که به بی‌باکی، ناموسِ جهان بردی
  5. شمارهٔ ۱۶۲دل ببری، تن بزنی، اینت بلائی که توئی
  6. شمارهٔ ۱۶۳ای پشیمان شده ز دلداری
  7. شمارهٔ ۱۶۴من تنگدل و تو تنگ خوئی
  8. شمارهٔ ۱۶۵ای عهد تو جمله نانمازی
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.