پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

ای شکرخای شده گوش از تو

رخ ماه آمده شب‌پوش از تو

از لطافت چو خیالی که شبی

پر نکرده‌ست کس آغوش از تو

شام را غالیه در زلف ز توست

ماه را غاشیه بر دوش از تو

ملک سلطان سپرم گر ببرم

به دو بوسه من مدهوش از تو

سبز پوشان فلک مست شدند

موی مشکین ز بر و دوش از تو

چون تو ساقی شدی‌ام ساغر گفت

کآب حیوان ز من و نوش از تو

گریه می‌زد چو سخن می‌گفتی

عقل در بارگه گوش از تو

چون فروماند دل و هوش اثیر

عاریت خواست دل و هوش از تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰ای همه شیران اسیر دام تو
  2. شمارهٔ ۱۵۱ای شکار‌آویز دل فتراک تو
  3. شمارهٔ ۱۵۲گوهر دیده کرد‌ه‌ام، پیشکش جمال تو
  4. شمارهٔ ۱۵۳ما مانده‌ایم و جانی، در دست غم بمانده
  5. شمارهٔ ۱۵۴ای مرا چون جان گرامی جام جان‌پرور بخواه
  6. شمارهٔ ۱۵۵ای غمت در جان من آویخته
  7. شمارهٔ ۱۵۶توسن به سر عنان به من ده
  8. شمارهٔ ۱۵۷گره مشک، بر سمن چه زنی؟
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.