پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

داد دلم نمی‌دهد زلف ستم‌پرست تو

دست تظلم ای پسر، در که زنم ز دست تو

بس که ز راه عربده، در دل هوشیار من

تیر تمام‌کش کشد، نرگس نیم‌مست تو

از تو شکسته‌ام چو گل تابه کی ای مه چگل

در حق من شکسته دل، هر نفسی شکست تو؟

گه به امید خوانده‌ام، گه به عتاب رانده‌ام

بر در دل بمانده‌ام، عاجز و پای‌بست تو

زنده بلی بلی زنم، نام نهاد دشمنم

بس که بلی همی‌زنم، در عقب الست تو

خواسته‌ام به‌ دست آن، با تو که خنجر اجل

هم به نشاندم ز سر، آرزوی نشست تو

بو که شبی جدا کند طالع من رها کند

میل سوی وفا کند طبع جفاپرست تو

کام اثیر در جهان، باد جهان به کام تو

دولت تند رام تو چرخ بلند پست تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹ای مرهم هر سینه‌ی مجروح لب تو
  2. شمارهٔ ۱۵۰ای همه شیران اسیر دام تو
  3. شمارهٔ ۱۵۱ای شکار‌آویز دل فتراک تو
  4. شمارهٔ ۱۵۲گوهر دیده کرد‌ه‌ام، پیشکش جمال تو
  5. شمارهٔ ۱۵۳ما مانده‌ایم و جانی، در دست غم بمانده
  6. شمارهٔ ۱۵۴ای مرا چون جان گرامی جام جان‌پرور بخواه
  7. شمارهٔ ۱۵۵ای غمت در جان من آویخته
  8. شمارهٔ ۱۵۶توسن به سر عنان به من ده
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.