پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

سیم اگر پیش سمن لافی زد از سیمای او

سر و باری کیست تا گوید که من، بالای او

بر سر آن‌ست مه، کز آسمان یک شب فتد

با سری در محنت سودای او، در پای او

گیسوی ده پای او، هر تا کز او بار افکنی

هست مأوای دلی در عاشقی یکتای او

خویشتن قربان کنم، کز رای بیند چون به من

زنده بودن شرط نبود بر خلاف رای او

ای بدان سر تا قدم دل شو، که با آن طول و عرض

در سویدا می‌نگنجد محمل سودای او

جان بده بر روی او گر، عاشقی پروانه‌وار

کمتر از شمعی بدان روی جهان‌آرای او

نرگس مینا قدم کن، گر تماشا بایدت

در سرا بستان شمشاد سمن‌فرسای او

تا نبینی کز طرب چون پاکبازی می‌کند

سنبل خوش‌سایه بر گلنار نور‌افزای او

مردم دیده‌ست و دانم دیده هر مردمی

برپری می‌گردد از عکس رخ زیبای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸ای شکرخای شده گوش از تو
  2. شمارهٔ ۱۴۹ای مرهم هر سینه‌ی مجروح لب تو
  3. شمارهٔ ۱۵۰ای همه شیران اسیر دام تو
  4. شمارهٔ ۱۵۱ای شکار‌آویز دل فتراک تو
  5. شمارهٔ ۱۵۲گوهر دیده کرد‌ه‌ام، پیشکش جمال تو
  6. شمارهٔ ۱۵۳ما مانده‌ایم و جانی، در دست غم بمانده
  7. شمارهٔ ۱۵۴ای مرا چون جان گرامی جام جان‌پرور بخواه
  8. شمارهٔ ۱۵۵ای غمت در جان من آویخته
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.