پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

باز دل را تازه شد درد کهن با یار نو

بوالعجب شکلی‌ست این درد کهن دلدار نو

گنبد نیلوفری ما را به تو خاری نهاد

ای گل دل‌ها فدای ضربت این خار نو

کار نو در پیش می‌باید گرفتن بعد از این

باز نو گردی بتا باید گرفتن کار نو

گرچه دل بس نازنین و ناز تو بس دلکش‌ست

دیر باید تا برآید دل به طبع بار نو

از تجمل‌ها همین دل کهنه داری ای اثیر

کم ز تو قیر مطّر آبی در این بازار نو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷داد دلم نمی‌دهد زلف ستم‌پرست تو
  2. شمارهٔ ۱۴۸ای شکرخای شده گوش از تو
  3. شمارهٔ ۱۴۹ای مرهم هر سینه‌ی مجروح لب تو
  4. شمارهٔ ۱۵۰ای همه شیران اسیر دام تو
  5. شمارهٔ ۱۵۱ای شکار‌آویز دل فتراک تو
  6. شمارهٔ ۱۵۲گوهر دیده کرد‌ه‌ام، پیشکش جمال تو
  7. شمارهٔ ۱۵۳ما مانده‌ایم و جانی، در دست غم بمانده
  8. شمارهٔ ۱۵۴ای مرا چون جان گرامی جام جان‌پرور بخواه
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.