پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

ای در دل و جان سواری تو

شیران جهان شکاری تو

در پای در آرد عافیت را

بیداد به دستیاری تو

وی دشمن جان من جهانی

جرمم همه دوستداری تو

عهدی است میان ما و لیکن

موقوف بر استواری تو

کاری‌ست بزرگ عشق خاصه

در نوبت خردکاری تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶سیم اگر پیش سمن لافی زد از سیمای او
  2. شمارهٔ ۱۴۷داد دلم نمی‌دهد زلف ستم‌پرست تو
  3. شمارهٔ ۱۴۸ای شکرخای شده گوش از تو
  4. شمارهٔ ۱۴۹ای مرهم هر سینه‌ی مجروح لب تو
  5. شمارهٔ ۱۵۰ای همه شیران اسیر دام تو
  6. شمارهٔ ۱۵۱ای شکار‌آویز دل فتراک تو
  7. شمارهٔ ۱۵۲گوهر دیده کرد‌ه‌ام، پیشکش جمال تو
  8. شمارهٔ ۱۵۳ما مانده‌ایم و جانی، در دست غم بمانده
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.