پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

به هر کژم که نهی نقش خویش می‌بینم

نه آن حریفم لیکن که مهره برچینم

گرفت دستخوشم، عشوه وصال تو لیک

به دست نامد خوش خوش ز پای ننشینم

بر آن دلم که نبینم به چشم روی صلاح

که من صلاح دل خود در این نمی‌بینم

به خون خانم تر می‌کند غمت شمیشر

نکرده خشک نمد زین، زعارت و تینم

اگر به تیغ دو رویت سخن رود با من

متاب روی، که در روی می‌شود اینم

اثیر رفت و شبی با تو کام تلخ نکرد

به لب رسید در این غصه جان شیرینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴وه که امروز به حال دگرم
  2. شمارهٔ ۱۳۵ساقی من از خمار شبانه مشوشم
  3. شمارهٔ ۱۳۶پردردم و بمانده ز درمان خویشتن
  4. شمارهٔ ۱۳۷خه خه آن سوسن سیرابش بین
  5. شمارهٔ ۱۳۸ای سعی کرده عشق تو در خون و جان من
  6. شمارهٔ ۱۳۹ای برگشاده دست به بیداد عاشقان
  7. شمارهٔ ۱۴۰ای جهان را، یادگار از طغرل و الب ارسلان
  8. شمارهٔ ۱۴۱چیست، شرط عاشقان؟ با بینوائی ساختن
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.