پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

چیست، شرط عاشقان؟ با بینوائی ساختن

سلطنت را خاک نعلین گدائی ساختن

نرد خدمت باختن، با یار و پس در دست او

خوش‌حریفی پیشه‌کردن با دغائی ساختن

تک‌سواره پادشاه کشور جان شو چو خضر

بر سکندر نه صداع پادشائی ساختن

کی فرود آید دلی، کان برتر از کیهان بود

هر دو روزه آلت کیهان خدائی ساختن

گر گیای خاص در گاهی، مجّردوار باش

گر کیا خارج بود، رخت کیائی ساختن

طبع را دریوزگی می‌کن، کز او روشن شود

چشم دل را توتیای روشنائی ساختن

دل چو در پیراهن تسلیم شد یاد آیدش

خرقه سالوسی و دلق ریائی ساختن

با وجود خاکپای، خاک‌پاشان شرط نیست

دیده را با وحشت بی‌توتیائی ساختن

درد حاصل کن که ممکن نیست بی‌اکسیر درد

از مس اخسیکتی سیم سنائی ساختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳از رهی روی بگردان و برو
  2. شمارهٔ ۱۴۴ای در دل و جان سواری تو
  3. شمارهٔ ۱۴۵باز دل را تازه شد درد کهن با یار نو
  4. شمارهٔ ۱۴۶سیم اگر پیش سمن لافی زد از سیمای او
  5. شمارهٔ ۱۴۷داد دلم نمی‌دهد زلف ستم‌پرست تو
  6. شمارهٔ ۱۴۸ای شکرخای شده گوش از تو
  7. شمارهٔ ۱۴۹ای مرهم هر سینه‌ی مجروح لب تو
  8. شمارهٔ ۱۵۰ای همه شیران اسیر دام تو
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.