پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

ای جهان را، یادگار از طغرل و الب ارسلان

آسمان داد و دینی آفتاب دودمان

بوسه داده نعل یک‌ران تو طوق ماه نو

سجده برده پیش دیوان تو، طاق ابروان

تا هزاران قرن دیگر هم، نیارد روزگار

مسند شاهنشهی را چون تو یک صاحب قران

افسر الب ارسلان را، منتی بر سر نهاد

بخت، یعنی کَت نهادم بر سر شاه ارسلان

چون به چشم مشتری تختت ببیند روزگار

خیره گردد زان شکوه پیر و اقبال جوان

گوید ای بخت شهنشاهی و تاج قیصری

مژده‌تان بادا، ز عمر شه به فر جاودان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲این چرخ دغاپیشه دست خوش خوی تو
  2. شمارهٔ ۱۴۳از رهی روی بگردان و برو
  3. شمارهٔ ۱۴۴ای در دل و جان سواری تو
  4. شمارهٔ ۱۴۵باز دل را تازه شد درد کهن با یار نو
  5. شمارهٔ ۱۴۶سیم اگر پیش سمن لافی زد از سیمای او
  6. شمارهٔ ۱۴۷داد دلم نمی‌دهد زلف ستم‌پرست تو
  7. شمارهٔ ۱۴۸ای شکرخای شده گوش از تو
  8. شمارهٔ ۱۴۹ای مرهم هر سینه‌ی مجروح لب تو
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.