پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

ای برگشاده دست به بیداد عاشقان

بر چرخ می‌رود ز تو فریاد عاشقان

سلطان محنت تو، خرابی همی‌کند

در دل، کدام دل، ستم‌آباد عاشقان

هان، تا من غریب فراموش کی شوم

روزی که آیدت به جفا، یاد عاشقان

با عاشقان هر آنچه بتر میکند غمت

گوئی که در بدی است، به افتاد عاشقان

بگسست روز عمر جهانی و هم چنان

یک زخمه کم مکن، تو ز بیداد عاشقان

در زلف تو نشان ایادی خواجه نیست

چون بنده می‌کنی دل آزاد عاشقان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱چیست، شرط عاشقان؟ با بینوائی ساختن
  2. شمارهٔ ۱۴۲این چرخ دغاپیشه دست خوش خوی تو
  3. شمارهٔ ۱۴۳از رهی روی بگردان و برو
  4. شمارهٔ ۱۴۴ای در دل و جان سواری تو
  5. شمارهٔ ۱۴۵باز دل را تازه شد درد کهن با یار نو
  6. شمارهٔ ۱۴۶سیم اگر پیش سمن لافی زد از سیمای او
  7. شمارهٔ ۱۴۷داد دلم نمی‌دهد زلف ستم‌پرست تو
  8. شمارهٔ ۱۴۸ای شکرخای شده گوش از تو
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.