پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

پردردم و بمانده ز درمان خویشتن

گم کرده در هوای تو درمان خویشتن

حال مرا ز درد تو سیری نمی‌کند

سیر آمدم به جان تو از جان خویشتن

چون گوی شد دل من و زلفین پرخم‌ست

گوی مرا ربود به چوگان خویشتن

ای برزده به دامن بیداد دست چرخ

از دست تو دریده گریبان خویشتن

بی‌رحمی است پیشه دوران و از توهم

رسم دگر میار به دوران خویشتن

زلف تو را که صاحب ملک ستمگری‌ست

ظلم آیتی‌ست، آمده در شان خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ای سعی کرده عشق تو در خون و جان من
  2. شمارهٔ ۱۳۹ای برگشاده دست به بیداد عاشقان
  3. شمارهٔ ۱۴۰ای جهان را، یادگار از طغرل و الب ارسلان
  4. شمارهٔ ۱۴۱چیست، شرط عاشقان؟ با بینوائی ساختن
  5. شمارهٔ ۱۴۲این چرخ دغاپیشه دست خوش خوی تو
  6. شمارهٔ ۱۴۳از رهی روی بگردان و برو
  7. شمارهٔ ۱۴۴ای در دل و جان سواری تو
  8. شمارهٔ ۱۴۵باز دل را تازه شد درد کهن با یار نو
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.