پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

ره صد رهگذرت می‌دارم

چشم و دل بر اثرت می‌دارم

با همه بی‌خبری، هرچه کنی

لحظه لحظه، خبرت می‌دارم

تا سگ خویشتنم نامیدی

یزک بام و درت می‌دارم

در جهان دوست‌تر از جان چه بود؟

من از آن، دوست‌ترت می‌دارم

نقد کردم ز رخ گوهر، اشک

سر طوق و کمرت می‌دارم

چون خوری خون دل من بگذار

تا به خون جگرت می‌دارم

مردم چشم منی، در همه عمر

در حجاب نظرت می‌دارم

گفتی‌ام خوار همی‌دار اثیر

خوار بادم اگرت می‌دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶کارم از عشق به جان است، چه تدبیر کنم؟
  2. شمارهٔ ۱۲۷شبِ دوش، با دوست می خورده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۲۸خیز تا دست طرب یک دم، به جام می‌زنیم
  4. شمارهٔ ۱۲۹آنم که زین بر اسب تمنا نهاده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۳۰در فراق تو سوخت این جگرم
  6. شمارهٔ ۱۳۱به حق آن، که جز از تو، کسی گزیده نی‌ام
  7. شمارهٔ ۱۳۲به هر کژم که نهی نقش خویش می‌بینم
  8. شمارهٔ ۱۳۳می‌روم از غم عشق تو چنان بی‌خبرم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.