پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

در فراق تو سوخت این جگرم

تا چو بخت اندر آمدی، ز درم

کرده صد چشم گرچه چون نرگس

در گل عارض تو می‌نگرم

هم ز خود باورم کسی نکند

خبرت هست، سخت بی‌خبرم؟

می نماید که بخت بیدار است

یا من خیره سر، به خواب درم

ای بسا شب، که بود بی‌رویت

روی بر خاک راه چون سحرم

وقت آن‌ست اگر بخواهد خواست

خشک چنگ تو عذر چشم ترم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲به هر کژم که نهی نقش خویش می‌بینم
  2. شمارهٔ ۱۳۳می‌روم از غم عشق تو چنان بی‌خبرم
  3. شمارهٔ ۱۳۴وه که امروز به حال دگرم
  4. شمارهٔ ۱۳۵ساقی من از خمار شبانه مشوشم
  5. شمارهٔ ۱۳۶پردردم و بمانده ز درمان خویشتن
  6. شمارهٔ ۱۳۷خه خه آن سوسن سیرابش بین
  7. شمارهٔ ۱۳۸ای سعی کرده عشق تو در خون و جان من
  8. شمارهٔ ۱۳۹ای برگشاده دست به بیداد عاشقان
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.