پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

کارم از عشق به جان است، چه تدبیر کنم؟

یار در پرده نهان است، چه تدبیر کنم؟

راز می‌پوشم، تا کس بنداند لیکن

اشک و رخساره نشان است چه تدبیر کنم؟

وصل را صبر به کار است، صبوری را دل

که نه این است و نه آنست چه تدبیر کنم؟

بر کران مانده‌ام از یاد تو، در اشک غمت

در میان دل و جان است چه تدبیر کنم؟

زین کران دست به فریاد توان برد، ولیک

پای غیرت به میان است چه تدبیر کنم؟

پاسبان همه کس دل بُد و دردِ من اوست

بر رمه گرگ شبان است چه تدبیر کنم؟

یارگر سست رکاب است همش دریابم

عمر گر سست عنان است چه تدبیر کنم؟

یار من خصم خموشی است، چه دستان گیرم

دشمن زار و فغان است چه تدبیر کنم؟

به شب آرد اگر او، دوست شبی روز اثیر

همچو خورشید عیان است چه تدبیر کنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸خیز تا دست طرب یک دم، به جام می‌زنیم
  2. شمارهٔ ۱۲۹آنم که زین بر اسب تمنا نهاده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۳۰در فراق تو سوخت این جگرم
  4. شمارهٔ ۱۳۱به حق آن، که جز از تو، کسی گزیده نی‌ام
  5. شمارهٔ ۱۳۲به هر کژم که نهی نقش خویش می‌بینم
  6. شمارهٔ ۱۳۳می‌روم از غم عشق تو چنان بی‌خبرم
  7. شمارهٔ ۱۳۴وه که امروز به حال دگرم
  8. شمارهٔ ۱۳۵ساقی من از خمار شبانه مشوشم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.