پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

خیز تا دست طرب یک دم، به جام می‌زنیم

دوستگانی بر رخ ماه مبارک‌ پی زنیم

پای در میدان عشق لعبتان غُز نهیم

دست بر فتراک مهر لعبتان ری زنیم

ما کم از پروانه‌ایم آخر، مگر می آتش است

هرچه بادا باد، بل تا خویشتن بر وی زنیم

لشکری می‌سازد اوباش خرابات آنگهی

قصد تاج خان کنیم و رای ملک کی زنیم

قوت دل‌های نازک، در گل ما تعبیه است

حسبة لله سنگی بر سر این کی زنیم

گر بر این آهنگ زیرش مستی ما بگسلد

هستی یک سر زخمه‌ای بر بام و بر لاشی زنیم

او قدح‌ها در کشد، زین باده و لب نسترد

ما به بویی جرعه‌ی صد سال هویی هی زنیم

تا دمی دیگر، دم عالم فرو خواهد شدن

ما ز صحبت گر دمی داریم با هم کی زنیم

گر دمی دیوانه با ما، دم زند همچون اثیر

آهی از دل بر کشیم و آتش اندر نی زنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰در فراق تو سوخت این جگرم
  2. شمارهٔ ۱۳۱به حق آن، که جز از تو، کسی گزیده نی‌ام
  3. شمارهٔ ۱۳۲به هر کژم که نهی نقش خویش می‌بینم
  4. شمارهٔ ۱۳۳می‌روم از غم عشق تو چنان بی‌خبرم
  5. شمارهٔ ۱۳۴وه که امروز به حال دگرم
  6. شمارهٔ ۱۳۵ساقی من از خمار شبانه مشوشم
  7. شمارهٔ ۱۳۶پردردم و بمانده ز درمان خویشتن
  8. شمارهٔ ۱۳۷خه خه آن سوسن سیرابش بین
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.