پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی

غزلیات

۱۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ وصلش مرا قرین سعادت نمی‌کند
  2. شمارهٔ ۶۲ از عشق تو بوی خون همی‌آید
  3. شمارهٔ ۶۳ دل ز دست غمت به جان نجهد
  4. شمارهٔ ۶۴ باز مرا عشق کهن تازه شد
  5. شمارهٔ ۶۵ هر محتشمی پایه‌ی عشق تو ندارد
  6. شمارهٔ ۶۶ تن بی‌غم تو جان نمی‌خواهد
  7. شمارهٔ ۶۷ از لب یار شکر می‌باید
  8. شمارهٔ ۶۸ که را هجرت به پرسش کمتر آید؟
  9. شمارهٔ ۶۹ دست اَر همه بتان به جمال و وفا برند
  10. شمارهٔ ۷۰ وصل شک نیست که در می‌باید
  11. شمارهٔ ۷۱ بهار امسال خوشتر می‌نماید
  12. شمارهٔ ۷۲ هر آنکس را که دلداری چو آن سرو سهی باشد
  13. شمارهٔ ۷۳ یک‌ دمت خود غم دلم دارد
  14. شمارهٔ ۷۴ تهمت اشکم چو پیدا می‌شود
  15. شمارهٔ ۷۵ مرغی یگانه بودم یاری به دستم آمد
  16. شمارهٔ ۷۶ یار ستم‌پیشه باز، دست جفا می‌برد
  17. شمارهٔ ۷۷ آتش عشق تو چون زبانه برآرد
  18. شمارهٔ ۷۸ دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند
  19. شمارهٔ ۷۹ دردی‌ست دردِ یار که درمان نمی‌برد
  20. شمارهٔ ۸۰ جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
  21. شمارهٔ ۸۱ باز دل در عشق رایی می‌زند
  22. شمارهٔ ۸۲ با آنکه به هشیاری همتات نمی‌افتد
  23. شمارهٔ ۸۳ تو را اگر تو، توئی عالمی شکار بود
  24. شمارهٔ ۸۴ پایه‌ی حسن تو آفتاب ندارد
  25. شمارهٔ ۸۵ با که گویم راز چون همدم نماند
  26. شمارهٔ ۸۶ پسته خندان تو شکر فشاند
  27. شمارهٔ ۸۷ مشتری غاشیه‌ی مهر تو بر دوش کشد
  28. شمارهٔ ۸۸ امید وصل غم روز هجر چون شب شمع
  29. شمارهٔ ۸۹ جور تو گر عنان بجنباند
  30. شمارهٔ ۹۰ مرا بر این نسزاید که از تو باشم دور
  31. شمارهٔ ۹۱ تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار
  32. شمارهٔ ۹۲ آن زلف مشوش بین در عنبر و بان منگر
  33. شمارهٔ ۹۳ دلا فتراک آن جان و جهان گیر
  34. شمارهٔ ۹۴ یک نظر در صورت آن روح روحانی نگر
  35. شمارهٔ ۹۵ دلبری دارم که یارب زینهار
  36. شمارهٔ ۹۶ ای ز تو بر هر دماغی صد هوس
  37. شمارهٔ ۹۷ مسلمانان فغان از دست چشم کافر مستش
  38. شمارهٔ ۹۸ گر ز کوی عاشقانی، تا عدم هم‌خانه باش
  39. شمارهٔ ۹۹ تو چه گوئی ار بپرسم ز لب شکرفشانش
  40. شمارهٔ ۱۰۰ در خون دل نشاندم روی ازفراق رویش
  41. شمارهٔ ۱۰۱ ای عشق یکزمان زدل من نفورباش
  42. شمارهٔ ۱۰۲ مهمان تو آمد دل در باغ رضا خوان‌ کش
  43. شمارهٔ ۱۰۳ در فراقت طاقت من گشت طاق
  44. شمارهٔ ۱۰۴ چند خورم خون خود از دست دل
  45. شمارهٔ ۱۰۵ چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم
  46. شمارهٔ ۱۰۶ می‌بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم
  47. شمارهٔ ۱۰۷ باز در دست چرخ بد سازم
  48. شمارهٔ ۱۰۸ از همه عالم خریدار توام
  49. شمارهٔ ۱۰۹ پیمان شکنا بر سر پیمانت نمی‌بینم
  50. شمارهٔ ۱۱۰ درد هجران تو را داغ جگر ساخته‌ام
  51. شمارهٔ ۱۱۱ دوش با دوست محاکات به جان می‌کردم
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دلبری دارم که جان می‌خواهد از من، چون کنم؟
  53. شمارهٔ ۱۱۳ همه عارض تو بینم، چو نظر بر آب دارم
  54. شمارهٔ ۱۱۴ مه را وجود گفتن با روی او نیارم
  55. شمارهٔ ۱۱۵ از دل گره غم تو بگشادم
  56. شمارهٔ ۱۱۶ دوش در عیش و عشرتی بودم
  57. شمارهٔ ۱۱۷ بی تو با یک دل، غم دل مانده‌ام
  58. شمارهٔ ۱۱۸ هرغم که دهد عشق تو من خار ندارم
  59. شمارهٔ ۱۱۹ یا رب این من، غریب کم‌خطرم
  60. شمارهٔ ۱۲۰ از نو، رقمی بر دل درویش کشیدم

متن اشعار به نقل از گنجور.