پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

هرغم که دهد عشق تو من خار ندارم

بی تو علم الله که جز این کار ندارم

دور از شب زلفین تو مرگ دل من باد

آن روز، که‌ش از درد تو، تیمار ندارم

از عشق تو خوارم، نه که خود عزم من آنست

من خواری عشق تو، چنین خوار ندارم

از دیده چه شک باشد، اگر خون نفشانم

وز ناله چه عذر آرم اگر، زار ندارم

گوئی که زر خشک همی با مر داری

برگشتم از این یارب زنهار ندارم

هان روی چو زر خواهی هان سنگ و ترازو

در کیسه نه زین باری بسیار ندارم

بل تا چو کمر دست در آرم به میانت

من نیز مسلمانم و زنار ندارم

گفتی که اثیرا قدر این کار نداری

گر راست همی خواهی نهمار ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰از نو، رقمی بر دل درویش کشیدم
  2. شمارهٔ ۱۲۱کو محرمی که قصه‌ی تو در میان نهم
  3. شمارهٔ ۱۲۲بی‌شب زلف تو سیه‌روزم
  4. شمارهٔ ۱۲۳چون با غم تو قرار گیرم
  5. شمارهٔ ۱۲۴ره صد رهگذرت می‌دارم
  6. شمارهٔ ۱۲۵با آنکه در میان دل آتش همی‌زنم
  7. شمارهٔ ۱۲۶کارم از عشق به جان است، چه تدبیر کنم؟
  8. شمارهٔ ۱۲۷شبِ دوش، با دوست می خورده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.