پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

از نو، رقمی بر دل درویش کشیدم

خط، بر خرد عافیت‌اندیش کشیدم

سودای تو ناخوانده درآمد ز در جان

در خانه دلی بود مرا، پیش کشیدم

تا راز تو در سرخی رخساره بپوشم

بس خون که به چشم از جگر ریش کشیدم

دیدم که همه بی‌رقم درد تو صفرند

من هم رقم درد تو بر خویش کشیدم

صد بار، ز بیداد تو رختی که ندارم

از عالم هستی به عدم پیش کشیدم

با محرم و نااهل چو نحل از قِبَلِ تو

هم نوش فدا کردم و هم نیش کشیدم

از غایت جور تو، اثیرا سخنی ماند

آن نیز به پیش تو جفاکیش کشیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲بی‌شب زلف تو سیه‌روزم
  2. شمارهٔ ۱۲۳چون با غم تو قرار گیرم
  3. شمارهٔ ۱۲۴ره صد رهگذرت می‌دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۵با آنکه در میان دل آتش همی‌زنم
  5. شمارهٔ ۱۲۶کارم از عشق به جان است، چه تدبیر کنم؟
  6. شمارهٔ ۱۲۷شبِ دوش، با دوست می خورده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۲۸خیز تا دست طرب یک دم، به جام می‌زنیم
  8. شمارهٔ ۱۲۹آنم که زین بر اسب تمنا نهاده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.